هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

519

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

آن‌قدر زن و دختر ماهروى عيسوى و موسوى و زردشتى بودند ، كه گفتى : رضوان مگر دريچهء فردوس برگشاد . هيچ نسبتى با صورت‌ها و عكس‌ها نداشتند . محقّقا « معنى » بر « صورت » و « جان » بر « جسم » ترجيح دارد . بارى ، آن بت [ را ] بپرستيد كه « جان » دارد . دختران وارياى گبر هم كه به خوبرويى شهره هستند ، حضور داشتند . صورت حضرت موسى را با ريش انبوه و شارب بلند كشيده [ بودند ] و شبيه مريم كه حضرت عيسى را در بغل گرفته ، مصور كرده بودند . پردهء بزرگى [ را ] ديدم كه چند زن و مرد بر سر ميز نشسته ، شراب مىخوردند و آفتاب بر كتف دو نفر از آنها افتاده بود و خوب مجسّم مىنمود . از شخص گبرى قيمت آن [ را ] پرسيدند ، گفت 000 ، 25 تومان . ديگرى گفت 1500 تومان . از يكى ديگر جويا شدند ، گفت خريد اين پرده 3500 تومان است . معلوم شد كه هركس از روى بىبصيرتى سخن مىگويد . دو ساعت به غروب مانده ، در « نقاش‌خانه » داخل شديم و 2 ساعت از شب رفته ، خارج [ شديم ] . پنجاه شصت چراغ گاز و 15 چراغ الكتريك در اتاق‌ها روشن كرده بودند ، چنان كه شب با روز فرقى نداشت . دو چشمم خيره ماند از روشنايى . [ تخته ساز ] محوطه‌اى است مدور ، موسوم به تخته‌ساز و در ميان آن ايوان مانندى از چوب ساخته‌اند . نزديك است به واتسن هوتل « 1 » . همه‌روز عصر ، زن و مرد ، در آن‌جا جمع مىشوند . عصرهاى سه‌شنبه و چهارشنبه نيز موزيكان‌چىهاى انگليسى موزيك مىزنند . پسران سيم اندام و دختران ماه‌طلعت ، جوقه‌جوقه « 2 » [ و ] دسته‌دسته ، دست همديگر را گرفته ، به طنازى راه مىروند .

--> ( 1 ) . Hotel Watson ( 2 ) . دسته‌دسته ، گروه‌گروه .